پورتگین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پورتگین . [ ت ِ ] (اِخ ) ظاهراً از غلامان مسعود غزنوی است . رجوع به تاریخ بیهقی چ فیاض ص ٥٧٠ و ٥٧١ شود.
پورتگین . [ ت ِ ] (اِخ ) ابواسحاق ابراهیم پورتکین (بوری تکین ) پسر ایلک ماضی . از امرای ترک و همان کسی است که بعدها پادشاه بزرگی شد بنام طغان خان ابراهیم . این مرد با سلطان مسعود غزنوی آغاز مخالفت کرد و مسعود برای دفع وی در سال ٤٣٠ از جیحون گذشت ولی پیش از آنکه به دستگیری او موفق شود بنا به اشاره ٔ احمدبن عبدالصمد بعلت حملات سلجوقیان مجبور ببازگشت گردید. این مرد در نبردهائی که سلجوقیان با مسعود داشتند شرکت داشت، بویژه در جنگ دندانقان مرو، و در تاخت و تازهای دیگر نیز مدد و یار سلجوقیان بود. بوری در ترکی بمعنی گرگ است . (ترکستان بارتلد ص ٣٠٠). بنابراین ظاهراً بوری تگین از پورتگین مناسب تر باشد: پورتگین که خشم خدای اندرو رسید او را از این دیار دواند بدان دیار. منوچهری . رجوع به بوری تگین و رجوع به تاریخ بیهقی چ فیاض ص ٥٤٧ و ٥٤٨ و ٥٥٧ تا ٥٥٩ و ٥٦٢ تا ٥٦٤ و ٥٦٦ و ٥٦٩ و ٥٩٤ و ٦١٦ و ٦١٩ شود.