پوران
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پوران . (اِ) جمع پور. پسران . ◄ خلیفه . جانشین . ◄ یادگار. (برهان ).
پوران . (اِخ ) نام شهر کنوج (قنوج ). (جهانگیری ). فوران . (رشیدی ). رجوع به پور و رجوع به پورا شود. ◄ دهی است بخراسان . (رشیدی ).
پوران . (اِخ ) ملکه ٔ ایران . رجوع به پوراندخت و رجوع به بوران شود.
فرهنگ نامهای فارسی
نام زنانه