پهنه بر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پهنه بر. [ پ َ ن َ ب ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان نجف آباد شهرستان بیجار، واقع در ١٦هزارگزی شمال خاوری نجف آباد کنار شوسه ٔ بیجار به سنندج . تپه ماهور، سردسیر، دارای ١٦٥ تن سکنه . آب آن از چشمه، محصول آنجا غلات، لبنیات، شغل اهالی زراعت و گله داری . صنایع دستی قالیچه و جاجیم، گلیم بافی، پاسگاه ژاندارمری دارد. راه آنجا مالرو است . تابستان اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٥).
پهنه بر. [ پ َ ن َ ب ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان زنگوان بخش شیروان چرداول شهرستان ایلام، واقع در ١٤ هزارگزی جنوب چرداول . کنار راه اتومبیل رو زنگوان . کوهستانی، سردسیر، دارای ٢٥٠ تن سکنه . آب آن از رودخانه ٔ زنگوان، محصول آنجا غلات، حبوبات، لبنیات، شغل اهالی زراعت و گله داری . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٥).
پهنه بر. [ پ َ ن َ ب ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان چهار بلوک بخش سیمینه رود شهرستان همدان، واقع در ٣٤ هزارگزی شمال باختری همدان، کنار شوسه ٔ همدان به سنندج . کوهستانی، سردسیر، دارای ٤١٥ تن سکنه . آب آن از چشمه و چاه، محصول آنجا غلات و لبنیات و حبوبات، شغل اهالی زراعت و گله داری، صنایع دستی زنان قالی بافی است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٥).