پهند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پهند. [ پ َ هََ ] (اِ) دامی باشد که بدان آهو گیرند. (برهان ). تله : چون نهاد او پهند را نیکو قید شد در پهند او آهو. رودکی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پهند. [ پ َ هََ ] (اِ) دامی باشد که بدان آهو گیرند. (برهان ). تله : چون نهاد او پهند را نیکو قید شد در پهند او آهو. رودکی .