پهن پازن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پهن پازن . [ پ ِ هَِ زَ ] (نف مرکب ) که پهن پازند، که سرگین سم داران را که برابر آفتاب گسترده باشند خشک شدن را، با پای بگرداند. رجوع به پِهِن شود. ◄ مجازاً ولگرد. بیکار. هیچکاره . که کاری را نشاید.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی