پهلوسای
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پهلوسای . [ پ َ ] (نف مرکب ) پهلوزن . برابری کننده در مال و قدر و مرتبه . (برهان ). رجوع به پهلو ساییدن و پهلو سودن شود : مسای با من پهلو بابلهی چندین که نیک ناید با پیل پشه پهلوسای . سوزنی . نی که یک آه مرا هم صد موکل بر سر است ورنه چرخستی مشبک ز آه پهلوسای من . خاقانی . ◄ هم مرتبه . همنشین . موازی . (شرفنامه ٔ منیری ).