پهلوانی سرود
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پهلوانی سرود. [ پ َ ل َ س ُ ] (ترکیب وصفی، اِمرکب ) سرود بزبان پهلوی یا پارسی فصیح : ترا گاه بزم است و آوای رود کشیدن می و پهلوانی سرود. فردوسی . بفرمود تا خوان بیاراستند می و رود و رامشگران خواستند برامشگری گفت کامروز رود بیارای با پهلوانی سرود. فردوسی . سخنهای رستم به نای و به رود بگفتند بر پهلوانی سرود. فردوسی . مغنی سحرگاه بر بانگ رود بیاد آور آن پهلوانی سرود. نظامی .