پهلوان محمد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پهلوان محمد. [ پ َ ل َ م ُ ح َم م َ ] (اِخ ) ابوسعید. رجوع به محمد، مکنی به ابوسعید... در مجالس النفائس (ص ٤٦ و ٨٩ تا ٩١) شود.
پهلوان محمد. [ پ َ ل َ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) رجوع به محمد... در حبیب السیر چ خیام (ج ٣ ص ٣٠٧) و مجالس النفائس (ص ٢٦٤) شود.