پهلو ساییدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پهلو ساییدن . [ پ َ دَ ] (مص مرکب ) پهلو زدن . مقابلی کردن . دعوی برابری کردن . پهلو سودن : هر جای که مسعودسعد باشد کس با او پهلو چگونه ساید. مسعودسعد. رجوع به پهلوسای و پهلو سودن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پهلو ساییدن . [ پ َ دَ ] (مص مرکب ) پهلو زدن . مقابلی کردن . دعوی برابری کردن . پهلو سودن : هر جای که مسعودسعد باشد کس با او پهلو چگونه ساید. مسعودسعد. رجوع به پهلوسای و پهلو سودن شود.