په په
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
په په . [ پ َ پ َ / پ ِ ] (ص ) پپه . پخمه . گول . چلمن . سلیم . پفیوز. آبدندان . ساده . ساده دل . چلمه . صاف و ساده . رجوع به پپه شود.
په په . [ پ ِ پ ِ ] (اِخ ) (فلورستان ) سرتیپ ایتالیائی، متولد در «سکیلاس » (١٧٨٠ - ١٨٥١ م .). ◄ برادرش، گیوم وطن پرست و سرتیپ (١٧٨٢ - ١٨٥٥ م .). این دو برادر در حکومت آزادی خواه سال ١٨٢٠ م . شرکت کردند.