پنیرآب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پنیرآب . [ پ َ ] (اِ مرکب ) ماءالجبن . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). و آن آبی است که از پنیر تر برمی آید: پس پنیرآب که بسکنجبین افتیمون کرده باشند بکار دارند. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). پنیرآب دادن نشاید به میش که یابد در او قطره ٔ خون خویش . نظامی .