پنجم
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(پَ جُ)<BR>۱- (ص.) دارای رتبه یا شمارة پنج.<BR>۲- (اِ.) جزء پسین بعضی از کلمههای مرکب (همراه با عدد): یک پنجم.<br>
فرهنگ فارسی معین
(پَ جُ) ۱- (ص.) دارای رتبه یا شماره پنج. ۲- (اِ.) جزء پسین بعضی از کلمههای مرکب (همراه با عدد): یک پنجم.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پنجم . [ پ َج ُ ] (عدد ترتیبی، ص نسبی ) بعد از چهارم و پیش از ششم . خامس . (منتهی الارب ). پنجمی . پنجمین : و هم چار چیزش که بی پنجم اند بنوباوگی نغز هفت انجم اند. نظامی .