فرهنگ لغت

پنبه کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(~. کَ دَ)<BR>۱- (مص ل.) گریختن.<BR>۲- (مص م.) پراکنده ساختن.<BR>۳- خاموش کردن.<BR>۴- منکر شدن.<BR>۵- عاجز گردانیدن.<br>

معنی پنبه کردن | فرهنگ لغت