فرهنگ لغت

پنبه شدن

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(~. شُ دَ) (مص ل.) ۱- نرم و سفید شدن. ۲- نرم و هموار شدن. ۳- گریختن. ۴- متفرق و پریشان گردیدن. ۵- از کسی بی موجب بریدن، به هرزه بریدن. ۶- بیهوده شدن، باطل و بی سود ماندن کار و سخن‌های پیشین.

معنی پنبه شدن | فرهنگ لغت