پنبه زن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. زَ) (ص فا.) کسی که پنبه را با کمان میزند تا از هم باز شوند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. زَ) (ص فا.) کسی که پنبه را با کمان میزند تا از هم باز شوند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پنبه زن . [ پَم ْ ب َ / ب ِ زَ ] (نف مرکب ) پنبه بز. پنبه وز. بهینه . بهین . حلاّج . ندّاف . (دهار) : آن شنیدی که بود پنبه زنی مفلس و غلتبانْش خواند زنی . سنائی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی