پناه گاه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (اِمر.) جایی که برای حفظ جان و سلامتی به آن پناه برند، جای استوار، پناه جای.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) (اِمر.) جایی که برای حفظ جان و سلامتی به آن پناه برند، جای استوار، پناه جای.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پناهگاه . [ پ َ ] (اِ مرکب ) آنجا که برای حفظ جان و سلامت پناه برند. اندخسواره . جای استوار. ملجاء. معاذ. ملاذ. مفازه . منجات . مناص . حصن . (مجمل اللغة). مأوی . موئل . معقل . کنف . (دهار). مفزع . مَثمل . وَزْر. لوذ. حِرز. (محمود ربنجنی ). حصار. و نیز رجوع به پناه جای شود.
مترادف و متضاد واژهدان
عیاذ، ماوا، معاذ، ملاذ، ملجا تکیهگاه، حفاظ، مامن، مخفیگاه مفر
فرهنگ طیفی واژهدان
تحصنگاه، جای تحصن، تکیهگاه، ملجأ، حرز، مأوا، کهف، حرم، حریم مقدس، محراب، منطقه حفاظت شده، بست، مأمن سنگر، خاکریز، حفاظ پرورشگاه، یتیمخانه گوشه عزلت مخفیگاه، حفاظ، سوراخ موش، سایه دیوار لنگرگاه، مارینا، اسکله، پایانه ظل، کنف عیاذ، معاذ، ملاذ پناهجویی، پناهندگی، بستنشینی، تحصن، التجا، تظلم
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی