پلنگ افکن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پلنگ افکن . [ پ َ ل َ اَ ک َ ] (نف مرکب ) کنایه است از دلاور و دلیر و شجاع . پرزور. قوی : نوک خاری نیست کز خون شکاری رنگ نیست آفتی بود آن پلنگ افکن کز این صحرا گذشت . نظیری .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پلنگ افکن . [ پ َ ل َ اَ ک َ ] (نف مرکب ) کنایه است از دلاور و دلیر و شجاع . پرزور. قوی : نوک خاری نیست کز خون شکاری رنگ نیست آفتی بود آن پلنگ افکن کز این صحرا گذشت . نظیری .