پلمب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(پُ لُ) [ فر. ] (اِ.)<BR>۱- قطعة سرب یا موم آب شدهای که برای جلوگیری از دستکاری و سوءاستفاده به سر پاکت یا در مغازه یا خانه یا مکان دیگری مهر شود، مهرو موم. (فره).<BR>۲- مجازاً به معنی تعطیل کردن و بستن جایی.<br>
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(پُ لُ) [ فر. ] (اِ.)<BR>۱- قطعة سرب یا موم آب شدهای که برای جلوگیری از دستکاری و سوءاستفاده به سر پاکت یا در مغازه یا خانه یا مکان دیگری مهر شود، مهرو موم. (فره).<BR>۲- مجازاً به معنی تعطیل کردن و بستن جایی.<br>