پشخیز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پشخیز. [ پ ُ ] (اِ) صاحب فرهنگ شعوری از مشکلات نقل می کند که هو شجرٌ صلب ٌ یتخذ منه القشر و یعملون منه القوس و ترجمه ٔ ترکی آنرا یای آغاجی می آورد ولیکن اصل این کلمه بشجیر است و بشجیر پوست درخت نبع است .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پشخیز. [ پ ُ ] (اِ) صاحب فرهنگ شعوری از مشکلات نقل می کند که هو شجرٌ صلب ٌ یتخذ منه القشر و یعملون منه القوس و ترجمه ٔ ترکی آنرا یای آغاجی می آورد ولیکن اصل این کلمه بشجیر است و بشجیر پوست درخت نبع است .