پشتدار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پشتدار. [ پ ُ ] (نف مرکب ) پشتوان . پشتیبان . پشت و پناه . یاریگر. مددکار. پشتوار : ور همی بیند چرا نبود دلیر پشتدار و جان سپار و چشم سیر. مولوی . نه مار را مدد و پشت دار موسی خواست نه لحظه لحظه ز عین جفا وفا سازد. مولوی (از رشیدی ) (از فرهنگ شعوری ). ◄ هر چیز که به او ضخامتی باشد خصوصاً از جنس پوشیدنی . (برهان قاطع).