پشت گرمی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پشت گرمی . [ پ ُ گ َ ] (حامص مرکب ) اعتماد. مظاهرت . قوی پشتی . استظهار. اطمینان : کرا پشت گرمی ز یزدان بود همیشه دل و بخت خندان بود. فردوسی . هم ایدر مرا پشت گرمی بدوست که هم پهلوان است و هم شاه دوست . فردوسی . مرا پشت گرمی بد از خواسته بفرزند بودم دل آراسته . فردوسی . ◄ مددکاری و تقویت . (غیاث اللغات ). امداد. یاری کردن : خورشید جودت ار نکند پشت گرمئی سرما کند شمار من از کشتگان برف . کمال اصفهانی (از فرهنگ ضیاء).