پشت بند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پشت بند. [ پ ُ ب َ ] (اِ مرکب ) دیواری کوتاه در پی دیواری بلند برای نگاه داشتن آن از افتادن . بنائی پشت دیوار تا برپای ماند. ◄ مدد. معین . ردیف . ◄ ذخیره در سپاهی . ◄ طعام دوم که در چلوکبابی ها آرند کمتر از اَوّلی . بار دوم چلوکباب در دکانهای چلوپزی . بشقاب دوم وسوم چلوکباب که پس از خوردن بشقاب اول آرند. ◄ در بازی ورق، ورقی که بر اعتبار ورقهای دیگر افزاید: پشت بندش آس است . ◄ متمم . مُکمل . پشت بندش را نیاورد یعنی آنرا ناقص و ناتمام گذاشت .