پساویدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(پَ دَ) (مص م.) دست مالیدن، لمس کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(پَ دَ) (مص م.) دست مالیدن، لمس کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پساویدن . [ پ َ دَ ] (مص ) بساویدن . دست مالیدن . دست سودن . لمس کردن : مر گوهرخرد را نپساود نه هیچ مدبّری نه شیطانی . ناصرخسرو. ◄ مستی کردن . (برهان قاطع). اما در این معنی ظاهراً مصحف مس کردن است .