پس افتادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. اُ دَ) (مص ل.)<BR>۱- عقب افتادن، عقب ماندن.<BR>۲- افتادن به پشت و مردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. اُ دَ) (مص ل.) ۱- عقب افتادن، عقب ماندن. ۲- افتادن به پشت و مردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پس افتادن . [ پ َاُ دَ ] (مص مرکب ) عقب افتادن . تأخیر : چونکه گله بازگردد از ورود پس فتد آن بز که پیش آهنگ بود. مولوی . ◄ نکس . عود مرض در حال نقاهت . ◄ غش کردن یا مردن . افتادن به پشت و مردن .