پس آب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(پَ) (اِمر.)<BR>۱- آب پس مانده، آبی که از تبخیر یا تقطیر چیزی میگیرند.<BR>۲- چایی که چند بار آب جوش را در آن ببندند و چای کم رنگ و بی مزهای به دست آورند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(پَ) (اِمر.) ۱- آب پس مانده، آبی که از تبخیر یا تقطیر چیزی میگیرند. ۲- چایی که چند بار آب جوش را در آن ببندند و چای کم رنگ و بی مزهای به دست آورند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پس آب . [ پ َ ] (اِ مرکب ) مقابل سرآب، آب دوم که از انگور فشرده یا گوشت پخته و غیر آن گیرند که آنرا مزه و قوتی یا بوئی کم مانده باشد: پس آب گلاب .