پریان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پریان . [ پ َ ] (اِخ ) موضعی است به نزدیکی پل سالار بر راه هرات و ماوراءالنهر .
پریان . [ پ َ ] (اِ) ج ِ پری . جِنَّة. رجوع به پری شود. ◄ مخفف پرنیان است . (شعوری ). ابریشم و حریر و ململ . ◄ چرم شتر.
فرهنگ نامهای فارسی
نام زنانه