پرکیمیا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پرکیمیا. [ پ ُ ] (ص مرکب ) پرحیله . پرتزویر. پرفریب : چنین گفت کاین شوم پرکیمیا چنین چیره شد بر سپاه نیا. فردوسی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پرکیمیا. [ پ ُ ] (ص مرکب ) پرحیله . پرتزویر. پرفریب : چنین گفت کاین شوم پرکیمیا چنین چیره شد بر سپاه نیا. فردوسی .