پرویختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پرویختن . [ پ َرْت َ ] (مص ) فروبیختن با پرویزن و جز آن : تو خسروی ومن از صدق دل نه از پی زر بر آستانه ٔ قدر تو خاک پرویزم . نزاری قهستانی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پرویختن . [ پ َرْت َ ] (مص ) فروبیختن با پرویزن و جز آن : تو خسروی ومن از صدق دل نه از پی زر بر آستانه ٔ قدر تو خاک پرویزم . نزاری قهستانی .