پروند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پروند. [ پ َرْ وَ ] (اِخ ) مزرعه ای است از مضافات قزوین به ده فرسنگ شرقی اشکنان .
پروند. [ پ َرْ وَ ] (اِ) گلابی . کمثری . امرود. مرود : گل پروند دسته بسته بود مست [ شاید: مشک ] در دیده ٔ خجسته نگر. عماره .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پروند. [ پ َرْ وَ ] (اِخ ) مزرعه ای است از مضافات قزوین به ده فرسنگ شرقی اشکنان .
پروند. [ پ َرْ وَ ] (اِ) گلابی . کمثری . امرود. مرود : گل پروند دسته بسته بود مست [ شاید: مشک ] در دیده ٔ خجسته نگر. عماره .