پرون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پرون . [ پ َرْ وَ ] (اِخ ) نام بیژن بن گیو باشد.
پرون . [ پ ِ ] (اِخ ) نام آلهه رعد نزد اسلاوهای قدیم و بتی بزرگ بنام او در کیف بوده است و ولادیمیر آنرا بشکست . (قاموس الاعلام ترکی ).
پرون . [ پ ِ رُن ْ ] (اِخ ) نام یکی از مشاهیر طبیعین فرانسه مولد او بسال ١٧٧٥ م . در ایالت الیه در قصبه سری لی و وفات بسال ١٨١٠ م . از ١٨٠٠ تا ١٨٠٤ م . در تحت ریاست کایتین بودن در هیئتی که به سیاحت اقطار جنوبیه مأمور بودند شرکت جست و از حیوانات آن نواحی صدهزار نمونه به فرانسه برد و راجع به احوال طبیعیه آبهای بحر محیط و درجه حرارت و برودت آن به کشفهای بسیار توفیق یافت و سیاحت نامه ٔ چهارساله ٔ خویش نیز بنوشت و انتشار داد. (قاموس الاعلام ترکی ).