پروزن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پروزن . [ پ َرْ وَ زَ] (اِ) پرویزن . پرویز. پریزن . پریز. آردبیز. غربال . ◄ هرچیز پرسوراخ و شبکه دار : چرخ پنداری بخواهد بیختن زان همی پوشد لباس پروزن . ناصرخسرو. و رجوع به پرویزن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پروزن . [ پ َرْ وَ زَ] (اِ) پرویزن . پرویز. پریزن . پریز. آردبیز. غربال . ◄ هرچیز پرسوراخ و شبکه دار : چرخ پنداری بخواهد بیختن زان همی پوشد لباس پروزن . ناصرخسرو. و رجوع به پرویزن شود.