پرنعمت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پرنعمت . [ پ ُ ن ِ م َ ] (ص مرکب ) بسیارمال . پرکالا و اطعمه : باکالنجار و جمله ٔ گرگانیان خانه ها بگذاشته بودند پرنعمت و ساخته سوی ساری برفته . (تاریخ بیهقی ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی