پرناز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پرناز. [ پ ُ ] (ص مرکب ) پرنخوت . پربطر. پرفیریدگی : لشکر دشمن او مویه گر و لشکر او لب پر از خنده و دلها همه پرناز و بطر. فرخی .
مترادف و متضاد واژهدان
پرغمزه، پرکرشمه، نازآفرین، نازدار، نازو پرادا، پرنخوت، متکبر، مغرور
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
فرهنگ نامهای فارسی
نام زنانه