پرسته
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(پَ رَ تِ)<BR>۱- (اِ.) پرستیده، کسی که او را پرستش کنند.<BR>۲- (اِمص.) پرستش، عبادت.<BR>۳- کنیز، خدمتکار.<br>
فرهنگ فارسی معین
(پَ رَ تِ) ۱- (اِ.) پرستیده، کسی که او را پرستش کنند. ۲- (اِمص.) پرستش، عبادت. ۳- کنیز، خدمتکار.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پرسته . [ پ َ رَ ت َ / ت ِ ] (اِ) پرستیده . (فرهنگ اسدی ). پرستیده را گویند یعنی آنچه او را پرستند و ستایش کنند، بحق همچو خدای تعالی و به باطل همچو بت . (برهان ). ◄ زن خدمتکار. (برهان ). پرستنده . و بدین معنی در برهان به کسر اول و دوم آمده است . ◄ پرستش : ای آنکه ترا پیشه پرستیدن مخلوق چون خویشتنی را چه بری بیش پرسته . کسائی .