پرداز
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(پَ) (ص فا.) در ترکیب با واژههای دیگر، معانی تازه پدید میآورد مانند:<BR>۱- گوینده، پردازنده: سخن پرداز.<BR>۲- سازنده، تمام کننده: دروغ پرداز.<BR>۳- تهی کننده: کیسه - پرداز.<br>
فرهنگ فارسی معین
(پَ) (ص فا.) در ترکیب با واژههای دیگر، معانی تازه پدید میآورد مانند: ۱- گوینده، پردازنده: سخن پرداز. ۲- سازنده، تمام کننده: دروغ پرداز. ۳- تهی کننده: کیسه - پرداز.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پرداز. [ پ َ ] (فعل امر). ◄ (نف ) نعت فاعلی از پرداختن، پردازنده . گوینده . بیان کننده . چنانکه در کلمات مرکبه ٔ ذیل : نکته پرداز. افسانه پرداز. قصه پرداز. عبارت پرداز. دروغ پرداز. ◄ سازنده . به اتمام و انجام رساننده چنانکه در چهره پرداز (مصور. نقاش ) وکارپرداز. ◄ خالی و تهی کننده چنانکه درکیسه پرداز و خانه پرداز. ◄ (اِ) تحریر باریک که گرد تصویر و نقوش مصوران میکشند چنانکه بر تصویر برگ بجای رگهایش خطوط سازند. ◄ آرایش . ◄ مشغول شدن . (غیاث اللغات ) (؟) و برای کلمات مرکبه با پرداز چون دروغ پرداز و نکته پرداز و جز آن به ردیف و رده ٔ هر یک از آن کلمات رجوع شود.