پرخو
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(پَ خُ) (اِ.) = فرخو: پیراستن درختان، بریدن شاخههای زیادی اشجار.<br>
فرهنگ فارسی معین
(پَ خُ) (اِ.) = فرخو: پیراستن درختان، بریدن شاخههای زیادی اشجار.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پرخو. [ پ َ خ َ ] (اِ) حواطه . (السامی فی الاسامی ). جُوبه .(صراح اللغه ). جائی باشد که در کنج خانه ها سازند و پر از غله کنند. (برهان ). نوعی انبار است که در خانه ها از تخته و گل کنند ذخیره کردن غله را : کند مُدَخّرِ قدرش گه ذخیره ٔ جود بجای خُنب نطاقات چرخ را پرخو. آذری . ♦ پَرخَو کردن ؛ فرخو کردن . بریدن و هموار کردن شاخه های زیادتی درخت . پیراستن درختان یعنی بریدن شاخه های زیادتی آنرا تا به اندام نشو و نما کنند. (برهان ). ◄ در بعض نسخ به پرخو معنی شادمانی نیز داده اند. (شعوری ). و رجوع به فرخو شود.