پرثمر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پرثمر. [ پ ُ ث َ م َ ] (ص مرکب ) (درخت ) پربر. بسیارثمر. که بار بسیار آورد. ◄ پرنتیجه . پرفایده . که فایده ٔ بسیار دارد.
مترادف و متضاد واژهدان
پربار، پرحاصل، پرمحصول پربهره، پرسود، پرفایده، سودمند (متضاد: کمبهره، کمثمر)
واژگان فارسی سره واژهدان
پربار