پرتوپاشا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پرتوپاشا. [ پ َ ت َ ] (اِخ ) وی از متأخرین وزرای عثمانی است . او در ١٢٤٢ هَ . ق . وزیر امور خارجه بود در ١٢٤٥ هَ . ق . معزول شد. سپس او را به مأموریت مخصوص به مصر فرستادند و پس از بازگشت کدخدائی صدارت عظمی به وی مفوض گشت و در ١٢٥١ رتبه ٔ وزارت ملکی بدو دادند و در ١٢٥٣ هَ . ق . از خدمت منفصل شده و به ادرنه رفت و هم بدانجا درگذشت . او شعر نیزمیگفته است و دیوانی کوچک دارد (قاموس الاعلام ج ٢).
پرتوپاشا. [ پ َ ت َ ] (اِخ ) (اَدهم ) از متأخرین ادبا و وزرای عثمانی . از مردم ارزروم . او در جوانی به طربوزان شد و مدتی در خدمت والی آنجا سمت کاتبی داشت در ١٢٦٣ هَ . ق . به اسلامبول رفت و باز سمت کاتبی بدو دادند و سپس بخدمت داماد خلیل پاشا پیوست و پاشای مذکور او را برکشید و تربیت کرد تا به رتبه ٔ وزارت رسید و در ١٢٩٠ هَ . ق . آنگاه که والی قسطمونی بود بدانجا وفات کرد. او زبان فرانسه میدانست و ادیب و شاعر بود. (قاموس الاعلام ترکی ج ٢).