پرتمیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پرتمیدن . [ پ َ ت َدَ ] (مص ) صاحب لسان العجم گوید بمعنی آماهیدن و ترکیدن لب باشد و از مشکلات نقل میکند: پرتمیدن ؛ ای شفته ارتفعت عن موضعها کانها مقدمة. (شعوری ج ١ ص ٢٤١).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پرتمیدن . [ پ َ ت َدَ ] (مص ) صاحب لسان العجم گوید بمعنی آماهیدن و ترکیدن لب باشد و از مشکلات نقل میکند: پرتمیدن ؛ ای شفته ارتفعت عن موضعها کانها مقدمة. (شعوری ج ١ ص ٢٤١).