پرتابیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پرتابیدن . [ پ َ دَ ](مص ) پرتاب کردن . گشاد دادن . رها کردن : چون تیر سخن راست کن آنگاه بگویش بیهوده مگو چوب مپرتاب ز پهنا. ناصرخسرو.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پرتابیدن . [ پ َ دَ ](مص ) پرتاب کردن . گشاد دادن . رها کردن : چون تیر سخن راست کن آنگاه بگویش بیهوده مگو چوب مپرتاب ز پهنا. ناصرخسرو.