پرت کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پرت کردن . [ پ َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بقوّت افکندن . ♦ پرت کردن حواس کسی را ؛ حواس او را مختلط کردن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پرت کردن . [ پ َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بقوّت افکندن . ♦ پرت کردن حواس کسی را ؛ حواس او را مختلط کردن .