پرافسون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پرافسون . [ پ ُ اَ ] (ص مرکب ) پرفریب . پردستان : همی گفت و مژگان پر از آب کرد پرافسون دل و لب پر از باد سرد. فردوسی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پرافسون . [ پ ُ اَ ] (ص مرکب ) پرفریب . پردستان : همی گفت و مژگان پر از آب کرد پرافسون دل و لب پر از باد سرد. فردوسی .