پرآتش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پرآتش . [ پ ُ ت َ ] (ص مرکب ) مملو از آتش . ♦ دل پرآتش ؛ سخت غمگین . سخت اندوهناک : پر از خون شد آن سنبل مشکبوی دلش شد پرآتش پر از آب روی . فردوسی . دلم شد پرآتش ز تیمار اوی که چون بود با گور پیکار اوی . فردوسی .