پر کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(پُ. کَ دَ)(مص م.)۱ - انباشتن، لبریز کر دن.<BR>۲- بسیار انجام دادن.<BR>۳- (عا.) تحریک کردن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطآکندن، انباشتن، مشحون کردن، ممتلی کردن، مملو کردناشغال کردن، مشغول کردن ≠ تخلیه، خالی کردنواژه قبلی: پر و پاواژه بعدی: پرآور