پذیرفتگار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پذیرفتگار. [ پ َ رُ ] (نف ) متعهد. قبول کننده . پذرفتار. پذیرفتار. ◄ فرمانبردار. (برهان ). مطاوع . ◄ مقرّ. معترف . ◄ سردار و ریش سفید قوم . (برهان ). زعیم .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پذیرفتگار. [ پ َ رُ ] (نف ) متعهد. قبول کننده . پذرفتار. پذیرفتار. ◄ فرمانبردار. (برهان ). مطاوع . ◄ مقرّ. معترف . ◄ سردار و ریش سفید قوم . (برهان ). زعیم .