پذیرا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پذیرا. [ پ َ ] (نف ) صفت دائمی از پذیرفتن . قابل . قبول کننده . پذیرنده : شه نامور نام او فیلفوس پذیرای فرمان او روم و روس . فردوسی . آن گوهر زنده ست و پذیرای علوم است زو زنده و گوینده شده ست این تن مردار. ناصرخسرو. عقل جز وی عقل استخراج نیست جز پذیرای فن و محتاج نیست . مولوی . ◄ محل ّ. (دانشنامه ٔ علائی ). مقابل پذیرفته . ◄ روان شونده . ◄ پیش رونده . ◄ سخن شنونده . ◄ فرمانبردار. ◄ هیولی که در برابر صورت است . ◄ مقبول . قبول کرده شده . ◄ پیشواز. استقبال . (برهان ).