پذرفتگار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پذرفتگار. [ پ ِ رُ ] (نف مرکب ) پذیرفتگار. قبول کننده . پذیرنده . مطاوع . معترف . پذرفتار. و برای معانی این کلمه رجوع به پذرفتار شود : چو روشن گشت بر شاپور کارش به صد سوگند شد پذرفتگارش . نظامی . ◄ فرمانبردار.