فرهنگ لغت

پتکداری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پتکداری . [ پ ُ ] (حامص مرکب ) آهنگری : بدو گفت طوس ای یل شوربخت چگوئی سخنهای بی مغز و سخت نه خسرونژادی نه والاسری پدرت ازسپاهان بد آهنگری چو بر ما کمربست سالار گشت پس از پتکداری سپهدار گشت . فردوسی .

معنی پتکداری | فرهنگ لغت