فرهنگ لغت

پایگاهی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پایگاهی . (ص نسبی ) از مرتبتی پست . مردی از طبقه ٔ پست : پایگاهی گر سری جوید درخت کج بود کژ...؟ در دست استیصال بود. سوزنی . هر شاگرد پایگاهی خداوند حرمت و جاهی . (جهانگشای جوینی ).

معنی پایگاهی | فرهنگ لغت