فرهنگ لغت

پایمالی کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پایمالی کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) درنگ کردن و تعلّل : چو دشمن دشمنی را کرد پیدا نشاید نیز کردن پایمالی . ناصرخسرو.

معنی پایمالی کردن | فرهنگ لغت